الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٢ - رأى ابن الحاج
و نيز مانند:
و الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات لا نكلّف نفسا الّا وسعها اولئك اصحاب الجنّة: كسانيكه ايمان آورده و كار پسنديده نمودهاند (البتّه ما هيچ نفسى را بغير طاقتش تكليف نمىكنيم) ايشان اصحاب بهشت مىباشند.
شاهد در « الّذين » است كه مبتداء بوده و جمله «اولئكاصحاب الجنّة» خبرش مىباشد و رابط همان اسم اشاره يعنى « اولئك » مىباشد.
و همچنين مانند:
انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسئولا ( همانا گوش و چشم و زبان تمام اينها مورد سؤال واقع مىشوند).
شاهد در « السّمع » بوده كه مخبر عنه مىباشد و خبرش «كلّاولئك كان عنه مسئولا» است و رابط آن اسم اشاره يعنى « اولئك » مىباشد.
و محتمل است آيه شريفه: و لباس التّقوى ذلك خير ( جامه تقوى و پرهيزكارى آن بهتر است) از همين قبيل باشد يعنى بگوئيم لباس التّقوى مبتداء و جمله « ذلك خير» خبرش مىباشد و رابط آن اسم اشاره يعنى « ذلك » است.
رأى ابن الحاجّ
ابن الحاجّ مىگويد:
مسئله مورد صحبت مختصّ است بموردى كه مبتداء موصول يا موصوف بوده و اسم اشارهاى كه رابط است اشاره به بعيد داشته باشد بنابراين مثال زيد قام هذا (زيد ايستاد اين) ممتنع است و جهت امتناعش دو امر مىباشد.
الف: مبتداء نه موصول بوده و نه موصوف.
ب: اسم اشاره براى دلالت بر شيئ بعيد نيست.
و همچنين مثال: زيد قام ذلك ممتنع بوده و جهت امتناعش يك امر مىباشد و آن اينستكه مبتداء نه موصول بوده و نه موصوف مىباشد.